حفاظت شده: کادوی آبجی..

بهمن ۲۰م, ۱۳۹۰

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


ارسال شده در عشق | نظرات (۱)

حفاظت شده: عکس های تولد

بهمن ۱۸م, ۱۳۹۰

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


ارسال شده در عشق | نظرات (۰)

خدا را کمتر مسخره کنید!

دی ۲۳م, ۱۳۹۰

هر که هستی، زندگی‌ات هرچه هست، دوستِ من،

 رفتن به را (اگر می‌رفتی) موقوف کن،

 و در عباداتِ عمومی، آنگونه که هست، شرکت نکن،

 تا یک کمتر کرده باشی، آن هم گناهی کبیره:

 تو نباید در نمایش ِ مسخره کردنِ شرکت کنی.

[ / ترجمه‌ی ]

برچسب: ،،،،،
ارسال شده در از دیگران | نظرات (۰)

امتحان خدا

دی ۲۲م, ۱۳۹۰

روزى ابلیس بر حضرت عیسى مسیح ظاهر شد، و به او گفت :

 مگر تو نمى گوئى هیچ چیزى به انسان نمى رسد مگر اینکه خداوند آن را برایش مقدر کرده باشد.

عیسى پاسخ داد: آرى ، چنین است .

ابلیس : پس بیا خودت را از بالاى این قله کوه به پائین پرت کن .

اگر براى تو سلامتى مقدر شده باشد سالم خواهى ماند، و اگر سلامتى مقدر نشده بود که …

عیسى : اى ملعون ، خداوند بندگانش را امتحان مى کند، نه بنده ، خدایش را.

برچسب: ،،،
ارسال شده در از دیگران | نظرات (۰)

بگذار باران بیاید

آذر ۳۰م, ۱۳۹۰

ایراد یا از من است

یا از تو

یا از این پاییز تازه به دوران رسیده

به هر حال هر چه باشد مهم این است که فعلا نه من قصد نوشتن دارم

نه تو هوای خواندن

پس بگذار آسمان هر چه می خواهد ببارد

به این بام

به این چتر بی پناه

به این کوچه های هر روز

تا بتوانم غزلی برای تو آغاز کنم و بگویم

لعنت بر پدر و مادرت که نگذاشتند ما با هم ازدواج کنیم.

[عبید شاکی]

برچسب: ،،،
ارسال شده در از دیگران | نظرات (۱)

عاشورا

آذر ۱۳م, ۱۳۹۰

و آن قدر مظلوم است که از ۵۷ سال تنها یک روز از زندگیش بازگو می‌شود.

برچسب: ،،
ارسال شده در مذهب | نظرات (۰)

روح خارق العاده

آبان ۲۳م, ۱۳۹۰

پسرم ,

تنها نعمتی که برای تو در این مسیری که زندگی نام دارد , آرزو میکنم ,

تصادف با یکی دو , بایکی دو دل بزرگ ,

با یکی دو فهم عظیم و خوب و زیباست !

چرا نمیگویم بیشتر ؟

بیشتر نیست .

یک بیشترین عدد ممکن است . دو را برای وزن کلام آوردم و نیست .

(دکتر علی )

برچسب: ،،
ارسال شده در از دیگران | نظرات (۰)

سطح اندیشه و فرهنگ در جامعه من

مهر ۲۰م, ۱۳۹۰

من ، و فرهنگ را در خودم دقیقا می‌دانم و می‌دانم تا کجا است.

در اینجا، همه مردم، یا امل‌اند و یا قرطی و هر دو مقلد کور و سر و ته یک کرباس و در یک سطح

و هر دو تنگ‌نظر و کوته‌اندیش و پست احساس و هر دو ، در جنین خفه و تاریک تعصب مذهبی

یا ضد مذهبی خویش ، خون می خورند و یکی به آنچه نمی‌داند و نمی‌شناسد مومن است

و دیگر به آنچه نمی‌داند و نمی‌فهمد کافر و هر دو در آنچه باور دارند یا ندارند همسطح،

که آنان را کتاب جنات‌الخلود و طوفان‌البکاء سیر می کند و اینان را هر آنچه از آنجا برسد

و هر چه “آنها” تعیین فرمایند.

این دو گروه متخاصم از هر جهت به هم شبیه‌اند‌. آنها قرآن می‌خوانند و کتاب دعا و یک کلمه‌اش

را نفهمیده لذت می‌برند و غرق توفیق می‌شوند و اینان هم سمفونی موزار و بتهوون

گوش می‌دهند و نمفهمند و شعر نو میسرایند و می‌خوانند و نمیفهمند و ساتر و کامو و مارکس…

را ترجمه می‌کنند و می‌خوانند و نمیفهمند و ـ

‌درست مثل همپالکی‌هاشان‌ـ فقط برای ثوابش سمفونی استماع می‌کنند و مارکسیم و

اگزیستانسیالیسم تلاوت می‌نمایند؛

آنها برای ثواب اخروی و اینها برای ثواب دنیوی…

(دکتر علی )

برچسب: ،،،،
ارسال شده در جامعه | نظرات (۰)